تبلیغات
معبـــری به آســمان - کجایید ای شهیدان خدایی...


 شمـردم...

 یک، دو، سه، ... ، سیزده ، چهـارده.

 چهارده تا تیـر خورده بـود.

 چهارتـا انگشتش را هم کـرده بـود تـوی حلقش محکـم گاز گرفتـه بود تا سر و صـدا نکنـد.

 همـه بدنـش خونـی بود انگشت هایش هـم...



طبقه بندی: دفاع مقدس،

تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : سـلالة الزهـــراء